داستان قسمت اول میسترس loreen و اسلیو Bota

سلام.

امیدوارم که خوب باشین.

ممنون از دوستانی که نظر میدن.

اینم قسمت اول میسترس  loreen و اسلیو Bota

امیدوارم میسترس هستی خوششون بیاد و به پسندند.

خوب بریم سراغ داستان:

این اتفاقات و خاطرات واقعی هستند و نوشته اسلیو بتا  هستند از اقامت 5 روزه در OWK

از این به بعد به زبان اسلیو بتا با کمی ویرایش:

در فرودگاه Prague من واقعا با شخص مادام Loreen ملاقات کردم.

Mistress Loreen

من همین که وارد سالن شلوغ مسافرین شدم ایشون رو دیدم.من به واسطه عکس ها و فیلم های OWK میدونستم که ایشون خانومه بسیار زیبائی هستند اما علاوه بر این زیبائی ظاهری یک قدرت ذاتی سلطه جوئی داشتند و …. غرور خاصی در رفتارشون بود.(یک رفتار خاص که نشون  میده شما از همه برتری)و این نحوه ی رفتار ایشون این ملاقات رو بسیار زیباتر و ارزشمند تر می کرد.

پاهای من بسیاز لرزان بودند با تلاش بسیار زیادی تونستم خودم و به ایشون برسونم و خودم و معرفی کنم.

قبل از رفتن به OWK من میدونستم که در اونجا برای یک برده فرصت های بسیار اندکی وجود داره که روی اتفاقات تاثیر بزاره.

اما به صورت کاملا قاطع به من گوشزد شده بود که 2 مورد رو باید به خاطر داشته باشم.

1-من باید بر اثاث etiquette کفش های بانو رو در فرودگاه به بوسم.

2-من باید کاملا گوش به فرمان تابع محض و سخت کوش در انجام دستورات باشم.

اگر میخواهم در طول اقامتم حتی یک ضربه شلاق اضافی دریافت نکنم باید این 2 قانون رو انجام بدم.

من در همین لحظه قانون 1 رو شکسته بودم حالا باید به بینم با قانون دوم چی کار می کنم.

زمانی که بعدا از مادام Loreen  خواستم من رو بخاطر این که در فرودگاه کاملا زانو نزدم به بخشند ایشون بسیار خوب شرایط من رو پزیرفتند و فرمودند انجام دادنه یه همچین کاری در سالن اصلیه ورودی کار سختیه.این صحبت ایشون اصلا به این معنی نبود که ایشون  بردشون رو  در ملع عام وادار به بردگی نمیکنند.درباره این مطلب بعدا توضیح میدم.

مادام  Loreen در پیدا کردن جای پارک واقعا فوق العاده هستند و ما فقط چند قدم برگشتیم  تا به ماشین ایشون برسیم.

داخل ماشین ایشون یک دستبند به من داده شد «این رو دستت کن» دست هام و داخلش قرار دادم و بندش رو درست کردم.مادام loreen بیرون Prague چند تا کار داشتند که برای انجامشون رفتیم.من رو داخل ماشین تنها  می زاشتند در حالی که من دستبند به دست داخل ماشین منتظر ایشون بودم.

واقعا خوش شانس بودم که خیلی طول نکشید که دستبند به دستم بود.مادام loreen گشنشون بود و ما جلوی ستوران توقف کردیم برای ناهار واقعا غذای خوشایندی بود و من یواشکی  اخرین ابجوم رو خوردم  قبل از اینکه 5 روز رو با نون و اب که توی  تقاضا نامم نوشته بودم سر کنم من همچنین در خواست کرده بودم که این مخلوق بی ارزش به شلاق و زندانی شدن نیاز داره.

من از مادام loreen در خواست کردم که خیلی برای من سخت نگیرند.مادام loreen خیلی خوب من و درک کردند و فرمودند: که خیلی خوب میدونند اسلیو ها معمولا وقتی پای PC هستند سرشون خیلی داغه اما همچنین فرمودند اگر از دستورات ایشون اطاعت نکنم همشه تنبیهات سخت گیرانه ای در انتظارم هست.

برده میسترس هستی:لازم به ذکره که تمام  برده هائی که اجازه رفتند به OWK رو پیدا می کنند ماه ها تحط تعلیم قرار میگیرند و بر اثاث در خواست اسلیو ها نوع رابطه با میسترس و تنبیهاتشون و همینطور مدت اقامتشون تعیین میشه.

خیلی سریع به Cerna رسیدیم و من در تمام مدت  دلهوره داشتم بلاخره به من اجازه داده شد از دروازه ی OWK عبور کنم.

بعد از بجا اوردن مراسم خوشامد گوئی من راهنمائی شدم به سمت اقامت گاهم در زیر زمین قصر و همراه خودم حداقل وسایل ممکن مورد نیاز رو بردم مثل دستمال خمیر دندون و مسواک و صابون.

باید اعتراف کنم وقتی دیدمش واقعا ترسیدم 1.5 در 1.8 متر دیواره سنگی در 2 طرف و میله های ضخیم فلزی در 2طرف دیگه و دری که قفل میشد و کف سیمانی.هیچ تکنولوژی ای در کار نبود به جز 2 دستبند اهنی که با زنجیر به دیوار وصل شده بود و اصلا راحت به نظر نمی رسید.

من نفس راحتی کشیدم وقتی مادام loreen به من اجازه دادند پنج پتو به اندازه خودم بیارم که یک تخت خواب نرم درست کنم و خودم رو بپوشونم.باید بگم اونجا در طول شب واقعا سرد میشه.همچنین یک سطل به من داده شد که در طول شب احتیاجم رو بر طرف کنم. من که خیلی خوشحالم بهش احتیاج پیدا نکردم.

غروب من رو در داخل سلولم بردند و در روی من قفل شد قفس طوری بود که به هیچ جوری نمیشد از اون خارج شد.

دستبند ها هم به دستم بود و خیلی محکم بسته شده بود و  همین  باعث شد که برای درست کردن یک رخته خواب خوب واقعا سختی کشیدم.(البته این کار با اون وضعیت اصلا ممکن نبود) و همچنین برای پیدا کردن یک جا و حالت مناسب برای خواب من به صورت کج و نیم دایره وار خوابیدم چون من قدم 180سانتی متر هست و باید حواسم میبود که سرم به سنگ های دیوار نخوره و یک بار این اتفاق افتاد و وقتی میخواستم پاهام و بکشم پاهام رو از میله های فولادی بیرون می اوردم.شب اول خیلی کم خوابیدم و وقتی OWK رو ترک کردم کمبود خواب داشتم.

بعد از مدتی همه ی قفل ها چک شد و از اون ها اطمینان به عمل اومد و من به میسترس loreen خیلی مودبانه شب بخیر گفتم و چراغ ها خاموش شد.همه جا سیاه شد من قبلا هیچ وقت همچین تاریکی ای رو تجربه نکرده بودم.نیمه خواب و بیدار بودم و در سلولم لم داده بودم و داشتم به موقعیت های هیجان انگیزی که در طول روز اتفاق افتاده بود فکر میکردم.کاملا با دوشنبه های خاکستری دیگه فرق داشت.

من زمانم از دستم در رفته بود اما واقعا متعجب شدم وقتی به صورت ناگهانی چراغ ها روشن شدند و من صدای 3 چکمه پاشنه بلند رو شنیدم که مانند رعد و برق وارد اتاق شکنجه ی زندان شدند من از جام پریدم و سری 2 زانو نشستم درست به موقع یعنی قبل از اینکه

 مادام loreen

Misterss loreen

 مادام cristine

Mistress christine

مادام sarka

Mistress sarka

دور من حلقه بزنن.مادام sarka با یه لبخند شیطانی به من صبح بخیر گفتند.چقدر تغیر کرده بودم از چند ساعت پیش تخت خواب خوب خودم رو ترک کرده بودم و به OWK امده بودم و 3تا از ترسناک ترین بانوهای  OWK داشتند به من نگاه می کردند به یک حالت شیطانی و من در زندان اونها بودم  به صورت دست و پا بسته.

ادامه دارد…!!!

نظر فراموش نشه!!!

21 پاسخ به “داستان قسمت اول میسترس loreen و اسلیو Bota”

  1. سلام فوق العاده بود واقعاممنون میشه منبع انگلیسیش رو هم بدی شاید منم بتونم کمکی بکنم.

  2. السلام
    به به ! به به !
    بسیار حالی به حولی شد…
    داستان عالی متعالی…
    می ریم که داشته باشیم داش خشایار چه می کنه…
    ایول ایول داش خشیو ایول…

  3. tahghir می‌گوید:

    خیلی خیلی قشنگ بود …
    من تو اینترنت خیلی دنبال ویدیوهای طولانی از owk بودم ولی پیدا نکردم … ( منظورم کلیپ نیست )

    ولی خیلی قشنگ داری جلو می ری …
    راستی مادام کریستین عشق منه …

    آپدیت هم هستم .

    یه چیز دیگه ( منو تو لیستت اد کن lezattahghir@yahoo.com )

    شاد باشی …
    سال نو هم مبارک

  4. حسام می‌گوید:

    سلام مطلبت عالی بود واقعا ممنون.
    یه خواهش داشتم اگه میشه یه کم از شرایط پذیرش میسترس و اسلو در OWK بگو
    اینکه چه جوری میشه وارد این شهر شد؟

    در یک فرصت مناسب حتما

  5. dadashi dastet dard nakone ……..ye kam bishtar virayeshesh kon :* dastam dard nakone ..bezudi baghiyasham miyad

  6. بابک می‌گوید:

    کار خیلی قشنگی رو شروع کردی . اگر بخوای من هم می تونم کمکت کنم . در هر صورت تبریک می گم.

  7. armin می‌گوید:

    من میسترس ایرانی میخوام لطفا معرفی کن

  8. shirazi می‌گوید:

    اگر دوست داري منهم حاضرم تو ترجمه و ارسال عكس بهت كمك كنم

  9. kasra می‌گوید:

    این شهر کجاست؟بگو ما هم بریم…

  10. kamran می‌گوید:

    salam kheyli gahshangh bood va ziba lotfan edame bedin
    va gesmate 2vomesho zoodtar benvisin fogholade ziba va gahshangh bood

  11. salam kheili bahal hast faghat donbalash faramush nashe!!!!!!!!!

  12. salam manam mikham nokare khnoma ro anajm bedam be man 1 ro moarefi kon plz

  13. شیطان پست می‌گوید:

    بسیار عالی
    ای کاش من هم افتخار بردگی این بزرگواران را پیدا می کردم

  14. salam-mamnoon misham be man ye mistress dar iran moarrefi koni-dar zemn az nazare mali dar hadde emkan razitoon mikonam

  15. ahle tehranam,too tabriz dars mikhunam va mikham inja(tabriz) ye mistress dashte basham
    zotso1367@yahoo.com

  16. واقعا حرف نداره.هم عکسهات به روزه هم مطالبت.می تونم بگم در دنیای وبلاگ نویس(میسترس_اسلیو)پیشتازی.موفق باشی یه سر هم به من بزن

  17. نگار می‌گوید:

    سلام من میسترس نگارم از اصفهان دنباله یه برده خوشتیپ و حرف گوش کنم که هر دستوری که بهش میدم بی چون وچرا انجام بده باهام تماس بگیرید برده های آشغال09138986186درضمن باید تست بدین چون من یه برده بیشتر نمی خوام

  18. ارین می‌گوید:

    دوس دارن یک ارباب پا داشته باشم و پاهاشو لیس بزنم یه دختر واسم معرفی کن

  19. سلام من یه اسلیو مطیعم و دنبال میسترسم اگه کسی سراغ داره یا خودشان میسترسند بمن افتخار بردگی بدیداینم ایدی
    brine_mind

  20. فرزاد می‌گوید:

    سلام به همه دوستان عزيز. يك مجموعه ي كامل كه حدود هزار و پانصد عكس فوت فتيشي داخلش هست به فروش ميرسه. و هزينش هم فقط به اندازه يك كارت شارژ پنج هزار تومني ايرانسل يا همراه اول هست. هر كس ميخاد با ايميل زير در ارتباط باشه. عكس ها بسيار جالب هستند به طوري كه اگه سراسر نت روهم بگردي نميتوني لنگشو پيدا كني. يه سري عكس از پاهاي دختراي ايراني داخلش هست كه اونا هم واقعا جالبه. هركس ميخاد عجله كنه.
    در ضمن فقط كسايي كه كارت شارژ دارند ايميل بزنن. بعد از دريافت رمز كارت شارژ براشون ميل ميكنم تا حالشو ببرن. اگه به زودي ايميل بزنيد يه سري عكس سكسي رايگان هم واستون ميفرستم.
    ايميل من:
    farzad_boy_iran@yahoo.com

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: